تبلیغات
وبلاگ اسلامی - متن فارسی دعای كمیل
وبلاگ اسلامی

دعاى كمیل بن زیاد علیه الرحمة و آن از ادعیه معروفه است و علامه مجلسى رحمة الله علیه فرموده كه آن بهترین دعاها است و آن دعاى خضر علیه السلام است حضرت امیر المؤمنین علیه السلام آن را تعلیم كمیل كه از خواص اصحاب آن حضرت است فرموده در شبهاى نیمه شعبان و در هر شب جمعه خوانده مى‏شود و براى كفایت از شر اعدا و فتح باب رزق و آمرزش گناهان نافع است و شیخ و سید آن را نقل نموده‏اند و من آن را از مصباح المتهجد نقل مى‏كنم و آن دعاى شریف این است‏

خدایا از تو درخواست میكنم بآن رحمت بى‏انتهایت كه همه موجودات را فراگرفته است
و بتوانایى بى‏حدت كه بر هر چیز مسلط و قاهر است و همه اشیاء خاضع و مطیع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذلیل و زبون است
و به مقام جبروت و بزرگیت كه همه قدرتها برابر او مغلوب است
و به عزت و اقتدارت كه هر مقتدرى از مقاومتش عاجز است
و به عظمت و بزرگیت كه سراسر عالم را مشحون كرده است
و به سلطنت و پادشاهیت كه بر تمام قواى عالم برترى دارد
و بذات پاكت كه پس از فناى همه موجودات باقى ابدى است
و بنامهاى مباركت كه در همه اركان عالم هستى تجلى كرده است
و به علم ازلیت كه بر تمام موجودات محیط است
و به نور تجلى ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است
اى نور حقیقى و اى منزه از توصیف اى پیش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسین
خدایا ببخش آن گناهانى را كه پرده عصمتم را مى‏درد
خدایا ببخش آن گناهانى را كه بر من كیفر عذاب نازل مى‏كند
خدایا ببخش آن گناهانى را كه در نعمتت را به روى من مى‏بندد
خدایا ببخش آن گناهانى را كه مانع قبول دعاهایم مى‏شود
خدایا ببخش آن گناهانى را كه بر من بلا مى‏فرستد
خدایا هر گناهى كه مرتكب شده‏ام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش
اى خدا من به یاد تو بسوى تو تقرب مى‏جویم و تو را سوى تو شفیع مى‏آورم
و از درگاه جود و كرمت مسئلت مى‏كنم كه مرا به مقام قرب خود نزدیك سازى و شكر و سپاست را به من بیاموزى و ذكر و توجه حضرتت را بر من الهام كنى
خدایا از تو مسئلت مى‏كنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسكنت
كه كار بر من آسان گیرى و به حالم ترحم كنى و مرا به قسمت مقدر خود خوشنودو قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى
خدایا من از تو مانند سائلى در خواست مى‏كنم كه در شدت فقر و بیچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختیهاى عالم عرض حاجت كند و شوق و رغبتش به نعم ابدى كه حضور توست باشد
اى خدا پادشاهى تو بسیار با عظمت است و مقامت بسى بلند است و مكر و تدبیرت در امور پنهان است
و فرمانت در جهان هویداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسى از قلمرو حكمت فرار نتواند كرد
خدایا من كسى كه گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاى بدم (از لطف و كرم) به كار نیك بدل كند جز تو كسى نمى‏یابم (كه خدا این تواند)
خدایى جز تو نیست اى ذات پاك و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دلیرى كردم به نادانى خود
و خاطرم آسوده به این بود كه همیشه مرا یاد كردى و بر من لطف و احسان فرمودى
اى خدا اى مولاى من چه بسیار كارهاى زشتم مستور كردى
و چه بسیار بلاهاى سخت از من بگردانیدى و چه بسیار از لغزشها كه مرا نگاه داشتى
و چه بسیار ناپسندها كه از من دور كردى و چه بسیار ثناى نیكو كه من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى
اى خدا غمى بزرگ در دل دارم و حالى بسیار ناخوش و اعمالى نارسا
و زنجیرهاى علایق مرا در بند كشیده و آرزوهاى دور و دراز دنیوى از هر سودى مرا باز داشته
و دنیا به خدعه و غرور و نفس به جنایت مرا فریب داده است
اى خداى بزرگ و سید من به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و افعال زشت من دعاى مرا از اجابتت منع نكند
و به قبایح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهى مرا مفتضح و رسوا نگردانى و بر آنچه از اعمال بد و ناشایسته‏در خلوت بجا آورده‏ام و تقصیر و نادانى و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده‏ام (كرم كن و) زودم به عقوبت مگیر
* * *
اى خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جمیع امور مهربانى كن
اى خدا اى پروردگار جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه كند
اى خدا اى مولاى من تو بر من حكم و دستورى مقرر فرمودى و من در آن به نافرمانى پیرو هواى نفس گردیدم
و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شیطان) كه معصیتها را در نظرم جلوه‏گر ساخته و فریبم داد خود را حفظ نكردم و قضاى آسمانى نیز مساعدت كرد
تا آنكه من در این رفتار از بعض حدود و احكامت قدم بیرون نهادم و در بعضى اوامرت راه مخالفت پیمودم
حال در تمام این امور تو را ستایش مى‏كنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هیچ حجتى نخواهد بود با آنكه در او قضاى تو بوده و حكم (تكوینى) و امتحان و آزمایش تو مرا بر آن ملزم ساخته
و با این حال بار خدایا به درگاهت پس از تقصیر و ستم بر نفس خود باز آمده‏ام با عذر خواهى و پشیمانى
و شكسته دلى و تقاضاى عفو و آمرزش و توبه و زارى و تصدیق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه كردم مفرى دارم و نه جایى كه براى اصلاح كارم بدانجا روى كنم و پناه برم
مگر آنكه تو باز عذرم بپذیرى و مرا در پناه رحمت بى‏منتهایت داخل كنى
اى خدا عذرم بپذیر و بر این حال پریشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهایى بخش
اى پروردگار من بر تن ضعیف و پوست رقیق و استخوان بى‏طاقتم ترحم كن
اى خدایى كه در اول به خلعت وجودم سرافراز كردى و به لطف یاد فرمودى و به تربیت‏و نیكى پرورش دادى و بغذا عنایت داشتى اینك بهمان سابقه كرم و احسانى كه از این پیش با من بودت بر من ببخش
اى خداى من اى سید و مولاى من آیا باور كنم كه مرا در آتش مى‏سوزانى با وجود آنكه به توحید و یكتائیت گرویدم
و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گردید
و زبانم به ذكرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید
و بعد از آنكه از روى صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبیتت اعتراف كردم
بسیار دور است كه تو كریمترى از اینكه از نظر بیاندازى كسى را كه پرورش داده‏اى آن را یا آنكه دور كنى كسى را كه نزد خود كشیده
یا برانى آنكه را كه به او جا داده‏اى یا بسپارى بسوى بلاء آنكه را كه به او كفایت كرده‏اى و رحم نموده‏اى
و اى كاش اى خداى من و سید و مولاى من بدانستمى كه تو آتش قهرت را مسلط مى‏كنى بر آن رخسارها كه در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده‏اند
یا بر آن زبانها كه از روى حقیقت و راستى ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند
یا بر آن دلها كه از روى صدق و یقین به خدایى تو معترفند یا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند
یا بر آن اعضایى كه مشتاقانه به مكانهاى عبادت و جایگاه طاعتت مى‏شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مى‏طلبند
و هیچكس به تو این گمان نمى‏برد و چنین خبرى از تو اى خداى با فضل و كرم به ما بندگان نرسیده
در صورتى كه تو خود بى‏طاقتیم را بر اندك رنج و عذاب دنیا و آلامش مى‏دانى
و آنچه جارى شود در آن از بد آمدنى‏هاى آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنیا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچیز است و مدتش كوتاه است
پس من چگونه طاقت آرم و عذاب‏عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم
و حال آنكه مدت آن عذاب طولانى است و زیست در آن همیشگى است و هیچ بر اهل عذاب در آنجا تخفیفى نیست
چندان كه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست
كه هیچكس از اهل آسمان و زمین تاب و طاقت آن ندارد
اى سید من پس من بنده ناتوان ذلیل و حقیر و فقیر و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم
اى خداى من اى پروردگار من و سید و مولاى من از كدامین سختیهاى امورم بسویت شكایت كنم و از كدام یك به درگاهت بنالم و گریه كنم
از دردناكى عذاب آخرت بنالم یا از طول مدت آن بلاى سخت زارى كنم
پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانى و با اهل عذابت همراه كنى و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازى
در آن حال گیرم كه بر آتش عذاب تو اى خداى من و سید و مولاى من و پروردگار من صبورى كنم چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد
و گیرم آنكه بر حرارت آتشت شكیبا باشم چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشید
یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با این امیدوارى كه به عفو و رحمت بى‏منتهایت دارم
بارى به عزتت اى سید و مولاى من به راستى سوگند مى‏خورم كه اگر مرا با زبان گویا (به دوزخ) گذارى من در میان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همى كنم
و بسى فریاد مى‏زنم بسویت مانند شیون گریه كنندگان
و بنالم به آستانت مانند عزیز گم كردگان و به صداى بلند تو را مى‏خوانم كه اى یاور اهل ایمان
و اى منتهاى آرزوى عارفان و اى فریادرس‏فریاد خواهان
و اى دوست دلهاى راستگویان و اى یكتا خداى عالمیان
آیا درباره تو اى خداى پاك و منزه و ستوده صفات گمان مى‏توان كرد كه بشنوى در آتش فریاد بنده مسلمى را كه به نافرمانى در دوزخ زندانى شده
و سختى عذابت را به كیفر گناه مى‏چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده
و ضجه و ناله‏اش با چشم انتظار و امیدوارى به رحمت بى‏منتهایت بسوى تو بلند است و به زبان اهل توحید تو را مى‏خواند و به ربوبیتت متوسل مى‏شود
باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتى كه به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد
یا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت امیدوار است
یا چگونه شراره‏هاى آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداى كریم ناله‏اش را مى‏شنوى و مى‏بینى مكانش را
یا چگونه شعله‏هاى دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بى‏طاقتیش را مى‏دانى
یا چگونه به خود بپیچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنكه تو به صدق (دعاى) او آگاهى
یا چگونه مأموران دوزخ او را زجر كنند با آنكه به صداى یا رب یا رب تو را مى‏خواند
یا چگونه به فضل تو امید آزادى از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذارى
هیهات كه هرگز چنین معروف نباشد و این گمان نرود
و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده این معامله شباهت ندارد
پس من به یقین قاطع مى‏دانم كه اگر تو بر منكران خداییت حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان همیشگى عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودى
محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مى‏كردى
و هیچكس را در آتش جاى و منزل نمى‏دادى
و لیكن تو اى خدانامهاى مباركت مقدس است و قسم یاد كرده‏اى كه دوزخ را از جمیع كافران
جن و انس پر گردانى و مخلد سازى معاندان را در آن عذاب
و تو را ستایش بى‏حد سزاست كه با وجود آنكه خویش را ثنا گفتى و بهمه انعام نمودى در كتاب خود فرمودى آیا (در آخرت) اهل ایمان با فاسقان یكسانند هرگز یكسان نیستند
اى خداى من و سید من از تو درخواست مى‏كنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلى) كه مقدرات عالم بدان كردى
و به مقام قضاى مبرم كه بر هر كه فرستادى غالب و قاهر شدى
كه مرا ببخشى و در گذرى در همین شب و همین ساعت هر جرمى و هر گناهى كه كرده‏ام
و هر كار زشتى پنهان داشته‏ام و هر عملى (مستور و عیان) آشكار یا پنهان به جهالت مرتكب شده‏ام
و هر بد كارى كه فرشتگان عالم پاك را مأمور نگارش آن نموده‏اى كه آن فرشتگان را به حفظ هر چه كرده‏ام موكل ساختى
و شاهد اعمالم با جوارح و اعضاى من گردانیدى و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من
و شاهد و ناظر بر آن اعمال من كه از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته‏اى همه را ببخشى
و نیز درخواست مى‏كنم كه مرا حظ وافر بخشى از هر خیرى كه مى‏فرستى و هر احسانى كه مى‏افزایى
و هر نیكویى كه منتشر مى‏سازى و هر رزق و روزى كه وسیع مى‏گردانى و هر گنه كه مى‏بخشى و هر خطا كه بر آن پرده مى‏كشى اى رب من اى رب من اى رب من
اى خداى من اى سید و مولاى من اى كسى كه زمام اختیارم به دست اوست
اى واقف از حال زار و ناتوانم اى آگه از بینوایى و وضع پریشانم اى آگاه به احتیاجم و بى‏چیزیم اى رب من اى رب من اى رب من
از تو درخواست مى‏كنم به حق حقیقتت و به ذات مقدست و بزرگترین صفات و اسماء مباركت
كه اوقات مرا در شب و روز به یاد خود معمور گردانى و پیوسته به خدمت بندگیت بگذرانى و اعمالم را مقبول حضرتت فرمایى
تا كردار و گفتارم همه یك جهت و خالص براى تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد
اى سید من اى كسى كه تمام اعتماد و توكلم بر اوست و شكایت از احوال پریشانم به حضرت اوست اى رب من. . .
(لطفى كن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگیت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده
و اركان وجودم را به خوف و خشیت سخت بنیان ساز و پیوسته به خدمت در حضرتت بدار
تا آنكه من در میدان طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم
و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزدیك گردم
و بترسم از تو مانند ترسیدن یقین كنندگان و با اهل ایمان در جوار رحمتت همنشین باشم
خدایا و هر كه با من بد اندیشد تو مجازاتش كن و هر كه مكر ورزد به كیفرش برسان
و مرا بلطف و رحمتت نصیب بهترین بندگانت عطا كن و مقام مقربترین
و مخصوصترین خاصان حضرتت كرامت فرما كه هیچكس جز به فضل و رحمتت این مقام نخواهد یافت و باز جود و بخشش بى‏عوضت از من دریغ مدار
بزرگى و مهربانى كن و مرا به رحمت واسعه‏ات از شر دو عالم محفوظ بدار
و زبانم را به ذكر خود گویا ساز و دلم را از عشق و محبت بى‏تاب گردان
و بر من منت گذار و دعایم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطایم ببخش
كه تو خود به بندگان‏از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت كردى
اینك من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز كردم
پس به عزت و جلالت قسم كه دعایم مستجاب گردان و مرا به آرزویم (كه وصال توست) برسان و امیدم را به فضل و كرمت ناامید مگردان
و از شر دشمنانم از جن و انس كفایت فرما
اى كه از بندگانت بسیار زود راضى میشوى ببخش بر بنده‏اى كه بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالك چیزى نیست
كه تو هر چه بخواهى میكنى اى كه نامت دواى دردمندان و یادت شفاى بیماران است و طاعتت بى‏نیازى از هر چه در جهان
ترحم كن به كسى كه سرمایه‏اش امید به توست و اسلحه‏اش گریه است
اى بخشنده كاملترین نعمت اى دفع كننده هر بلاء و مصیبت اى نور دلهاى وحشت زده در ظلمات (فراق) اى داناى علم ازل تا ابد بى‏آموختن
درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع) و با من آن كن كه لایق حضرت توست
و درود و رحمت خدا بر رسول گرامیش و امامان با بركات از اهل بیتش و سلام و تحیت بسیار بر آن بزرگواران باد.

متن عربی